تبلیغات
نبض قلم - مطالب اشعار مریم نوری
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم نوری دره چی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبض قلم





مثل یک باربر ساده که کارش شده است
دردهای همه را دوش خودش "بار زده..."

آمده بستهء نو گوشهء گمرک ، باید
برود غصهء تازه که "به انبار زده...."

و پس از غیبت یکساعته دیدند که او
رفته و گوشهء انبار ِ خودش ،"دار زده..."


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

نبرد ِ تن به تن ِ چشمهای پاییزی
و خون گرم مرا در پیاله می ریزی

حیات، خندهءتو...نه..! نخند ، می میرم
بپیچ نسخهء دل را ...خود ِتو تجویزی!!


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


یک شب که درد جای هوا را گرفته بود
آهی عمیق تر همه جا را گرفته بود

«اَمَن یُجیب...»آه... به گوش خدا رسید
بغضی عجیب دست دعا را گرفته بود

پیچیده بوی Best... تو از کوچه رد شدی؟؟
یا عطر خاطرات فضا را گرفته بود؟


آنروز آمدی و نشستی کنارمن
نامت تمام ثانیه ها را گرفته بود

سر روی شانه های تو در خواب مست ِ مست
ای کاش گاز هر دوی ما را گرفته بود!!

دیشب شکسته شد قُرق خوابهای من
تختم دوباره عطر شمارا گرفته بود...

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

آهای مردمان ِ بی نصیب ؛ 
که جنستان همیشه سخت...
همیشه از نمای دیگر است
مرا که در وضوح دشتهای بی غبارتان
به اتهام ِ "بودنم " زدید
و ترک خورد دل آیینه
و یخ آبی ِ حوض دل من نیز
                                     شکست
ماه من نیز شکست....

من بجز آبی ِآرامشتان 
          چیزی از حجم سکوت دلتان 
                                    خواسته ام؟؟؟

مرده ام ؛...... اما باز 
عشق در هر نفسم تابیده
کورهء احساسم
زمهریری از شعر
       مثل تندیسی از مرگ
         که هراسی در دل رهگذران میریزم

به سراغ من اگر می آیید
"اگر" می آیید....!
نرم و آهسته نیایید
که تَرَکبارانم..
و خیالی نیست
از فرو ریختن چینی تنهایی من
           
             من تَرَکبارانم
                            "من"
                               ترک بارانم ......

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

پشت این پنجره دیوار کشیدند ... نیا
پشت  دیوار مرا ، دار کشیدند ... نیا

حکم دادند:" نفس رفت ، نیاید دیگر"
نرده ای دور من اینبار کشیدند ... نیا

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()




بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟!

تو که استاد سخن نام گرفتی امروز
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟

دل من مُرده ، نفسهاش همه عاریت است
بلدی همچو مسیحا شده ، اعجاز کنی؟

تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ...."
حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی

وبگویی که :" دلم قاصد ِ مِهر است... ، فقط
بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی ؟؟!!..."

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


بشکن تبری که ریشه ات را زده است
انگار که کرم تیشه ات را زده است

ای بی خبر از بازی سریال ِخدا
خوش باش که دزد ، گیشه ات را زده است!


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

دلسوخته ام، شعر نوشتم دَهَنم سوخت
از پا به سرم سوخت ، تمام بدنم سوخت

بعد از شب دفنم تو بیا ، آب بیاور
از هُرم تنم شعله گرفتم ، کفنم سوخت


مریم نوری





نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

دیده شد ماهی به شب ، افطار گشته روزه ها

جاده ای لغزنده ام.... ایکاش هموارش کنی



کاش روی ماهتان روءیت شود جمعه شبی ــ

روزهء چشم انتظاری را تو افطارش کنی


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


جمعه 18 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


تشنه ام ، تشنهء یک جرعه ز لبهات ، عسل؛
قطره ای از نفست عقل ِ دلم را برده...
بوسه ای خیس کمی آب حیات از دَهنت
تشنه ام من؛ چه کنم؟... روزه فشار آورده!!!

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


شنبه 12 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

بِشکن تبری که ریشه ات را زده است
انگار که کِرم ؛ تیشه ات را زده است

ای بی خبر از بازی سریال ِخدا
خوش باش که دزد ، گیشه ات را زده است!

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


مریم نوری:
بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟!

تو که استاد سخن نام گرفتی امروز
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟

دل من مُرده ، نفسهاش همه عاریت است
بلدی همچو مسیحا شده ، اعجاز کنی؟

تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ...."
حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی

وبگویی که :" دلم قاصد ِ مِهر است... ، فقط
بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی ؟؟!!..."

مریم نوری 





نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


عشق پرکرده خانهء دل را
اشکهایم سُرید از دیوار
با سکوتم که لو نمیدادم
چشمهایم دهن لَق اَند انگار....

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
۰


در خواب که وعده ها به خود می دادی:
گر تو پَرشی  کنی دگر ، آزادی...!!

ای وای....از این " تَوهّم از نوع بشر"
از چاله در آمدی به چاه افتادی!!

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


روی دیوار ترک خوردهء شهر

نقش می زد چشمهایم

بوم ِ بیرنگ ِ افق را...

سرخ و نیلی ، خیس

                      بارانی.....
   
                           مثل تنهایی من .... !


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()



تورا دیگر نخواهد دید چشم جبرئیل اینجا
نه در مسجد ،نه میخانه ، نه در دیر و کلیسایی

که بردند آبروی عشق و خندیدند بر پاکی ت
مگر زاییده بودی باز دور از چشم ، عیسایی؟؟

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


هرکسی زخمه زده بر تن ِ گیتار دلم

ضربه ای هم تو بزن زخم تو کاریست ، اگر...

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

آسمانم شده پر گرد و غبار
تو ببار ای عسل ِ شعر ِ گسم

چتر را بسته ام اینک تو بیا
خیس دلتنگی ِتان شد نفسم

مریم نوری 




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


من امشب  می روم  با روح خسته 
چـه   ساده  آرزوهایم   فنا  شد

بگوئید اوکه دروحشت به  سربرد
به  دنیایی  هراسان تر رها شد

اگر از بودنش  دلگــیر بودید
کنون  مهمـان  اندوه ِ خـدا  شد


تمام زندگی «تنهایی» ام  بود
و مرگم در سکوت و بیصدا  شد

پس از رفتن  مرا هم  «قاب» کردند
نمــاز وحشـتم  اما  قضـا  شد

برای  مرگ ِ من  هم  نذر  کردند!
بگو  قلب  شما حاجت روا  شد

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


جمعه 21 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

خط به خط صورت خود را به غمم ، آلوده
چین به چین گشته چروکیده رُخت ، بیماری

روز محشر بخدا شرم مرا خواهد کشت
تو اگر باز بگویی که رضایت داری


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


جمعه 21 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


مریم نوری:

دفتر از شعر و غزل ، بیت و هجا سیر شده
نیمه شبها و سکوتی که نفسگیر شده

جان به لب آمده؟ یا بغض شده سدّ ِگلو؟
به شماره نفس افتاده....بیا ، دیر شده

بله؛ حق داشته ای تا نشِناسی گل من!
مریم ِ تازه عروس ِ تو ببین؛ پیر شده

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


تاقلم برداشت دیدم شعر باریدن گرفت
دفترم هم لهجهء خوب ِ پرستیدن گرفت

شاعرم ؛ پرواز کن این آسمان از آن ماست
آفتاب امشب بجای ماه تابیدن گرفت

قلب او یک باغ پرگل , شعرهایی چیدنی
روح من هم بونهء « یک سیب را چیدن »گرفت


من سراغ از شعر خوانی می گرفتم هرزمان
او سراغ از نقدهایی بعد هر دیدن گرفت

اینکه بی چتر آمدم هم اشتباهی محض بود
ابر بی تاب و تبش ای وای.... باریدن گرفت !!

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


می نشینم آرام 
روی ایوان غزل 
بوم من بی رنگ است...
این قلموهایم
            رقص انگشت مرا میخواهند....

حوصله بی تاب است

نغمه ای می آید
باز همان گیتار است...
                  باز هم باهم!!
                          هردومان دلگیریم....

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


خسته ام مثل جوانی که ندارد خوابی...

روزش از نیمهءشب تازه شروع میگردد!!


مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


شب است و  دست  به دامان ِ ناز  مهتابم
عروس قصه ؛ نباشی اگر ... نمی خوابم

درون  خاطـره گم گشته ام  ورق به ورق
و عکس  چشـم  تو را  بازهم  نمی یابم

تمام شب که به یادت نمازمی خواندم 
برای عرض ارادت ,  شکست  محرابم 


چرا  به سر نشود  این  قیام  و رکوعم؟
برای  سجده  به چشمانتان  چه  بی تابم

بتاب تا  بگـدازم  زشوق لبخنـد ت 
شکسته تار مرا  آهِ بغض ِ مضرابم

نیامدی و ببینی که  «مریمم»  پژمرد
ومن چومُرده در آغوش خاک  می خوابم

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


دلم که میگیرد ...
دهانم طعم بغض میدهد
بغض که میکنم ...
نفسهایم رنگ شماره میگیرد
به شماره که می افتم... 

می افتم از شاخه های سبز امید
 می افتم از درخت 
می افتم از پا 
می افتم از ریخت....

کاش میوهء کال دلم 
                       رسیده باشد....
                                           به انتها...

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


حرف من ترکش داغی به دل آدمهاست
انتحاری شده ام آه.... برو از بغلم

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

آتش زدم به دفتر ِ شعرم... , به این قلم
جان داد  باز  هم  غـزلی  در  مقابلم 

قلبی  شکسته ام که   سَرایت  نمی شوم
بد جوش خورده  طرح ترک خوردهء  دلم

تاوان  این  سکوت گلوگیر و منزجر 
وقتش  رسیده  پاره شود کهنه تاولم


بیرون  کشیده ام  سحر این غده را  ولی
گم   شد   شبانه  قطعهء  اصلی  پازلم 

چشمان  خیره ,  پهنه  دریای  نفرت است 
مُسریست این مرض ، برو از دل که ناقلم

یکبار کاش گفته شود : مُرده ای ..،خلاص!
مُردَم  هزار  بار.... ، نشد حلّ ِ مشکلم...

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()

شبها و « ها»یم روی شعری یخ زده این سرد ِ تکراری
بازیِ من با قرص و گیجی باز هم سردردِ تکراری

هرچند مرتد می شوم دائم من از آیین چشمانت 
مهمان نداری پشت در , آری , منم آن طردِ تکراری

چون جاده ای درجان من می پیچد اندامت , ولی بی روح
تا درخیالم راه می افتم تو را با مرد ِ تکراری



طوفان ذهنم می وزد در دفترم باران پاییزی 
می افتد از چشمم قناری در قفس این زردِ تکراری

تنها نشستم در کنارت بی تو اما باتو تنها تر!
چون جمعه سرگردان در این دنیای  زوج و فردِ تکراری

مریم نوری 




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 11 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()



شبی به شهر پر از خاطرات پر بزنیم 
به کوچه های قدیمی دوباره سر بزنیم 

کجاست حلقه ء زنجیر بچگی و بگو
به پشت کوه عموجان چگونه سر بزنیم؟

به یاد گریه و آن خنده ها و بی خبری
به چای تلخ جوانی کمی شکر بزنیم


شدیم خُرد چرا  زیر هفت سنگِ زمان
الک دولک شده یا ضربه ای دگر بزنیم

و مثل «جرجرِ» بارانِ پاک اول مهر
به پشت خانه « هاجر» رویم و در بزنیم

چقدر واژه ء «یادش بخیر» روی زبان
به روزگار تهی , مُهر « شد هدر» بزنیم


مریم نوری





نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3