تبلیغات
نبض قلم - مطالب آموزش وزن و عروض
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم نوری دره چی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبض قلم






            بخش دوازدهم


     وزن عروضی به زبان ساده


پرکاربردترین اوزان شعر فارسی

ادامه.... :

گروه پنجم

1) مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل ( مضارع مثمن اخرب مكفوف محذوب )

امروز روز شادی و امسال سال گل
نیكوست حال ما، كه نكوباد حال گل

2) مستفعل مفاعل مفعولن ( مضارع مسدس اخرب مكفوف )

ای آن كه غمگنی و سزا وا ری
واندر نهان سرشك همی باری

3) مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن ( مضارع مثمن اخرب )

ای باد بامدادی خوش می روی به شادی
پیوند روح كردی پیغام دوست دادی

گروه ششم

1) مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ( هزج مثمن سالم )

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می دارد  كه بر بندید محمل ها

2) مفاعیلن مفاعیلن فعولن ( هزج مسدس محذوف )

الهی سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی وان دل همه سوز

گروه هفتم

1) فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به سبزه درون ، لالهء نو شكفته
عقیق است گویی به پیروزه اندر

2) فعولن فعولن فعولن فعل ( متقارب مثمن محذوف )

مگردان سر از دین و از راستی
كه خشم خدا آورد كاستی

گروه هشتم

1)مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ( مجتث مثمن مخبون )

گرم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی
شكنجه صبر ندارم بریز خونم و رستی

2)مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ( مجنث مثمن مخبون محذوف )

به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسید
تو را درین سخن انكار ِ كار ما نرسید

گروه نهم 

1) مستفعل فاعلات مستفعل ( هزج مسدس اخرب مقبوض )

از كرده ی خویشتن پشیمانم 
جز توبه ره دگر نمی دانم

2) مستفعل فاعلات فع لن ( هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف )

لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بود كه پر توان زد

               -----------------------------------

** تک وزن ها:

1)مستفعلن  مستفعلن مستفعلن مستفعلن(رجز مثمن سالم)

بامن بگو تا کیستی؟مهری بگو،ماهی بگو
خوابی ؟ خیالی؟چیستی؟ اشکی بگو، آهی بگو

2)فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن(رمل مثمن مشکول)

بَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی

3)فعلاتن مفاعلن فعلن(خفیف مسدس مخبون محذوف)

در نگاهش شکفته روح سحر 
بر  لبانش  ترانهء  توحید

4)مفتعلن فاعلات مفتعلن فع(منسرح مثمن مطوی منحور)

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد 
پیش دو ابروی چون هلال محمد (ص)

5)مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن(رجزمثمن مطوی مخبون)

بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم
می‌روم و نمی‌رود ناقه به زیر محملم

اوزان پر کاربرد شعر فارسی را بیان کردیم و در ادامه اوزان دوری را توضیح خواهیم داد....

برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید




نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 5 مرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()



             بخش یازدهم


       وزن عروضی به زبان ساده


پرکاربردترین اوزان در شعر فارسی

اوزان را بر مبنای نظم میان هجا های كوتاه و بلند آنها می توان به 9 گروه، كه هر كدام شامل 2 یا 3 وزن هستند، و 5 تكوزن مرتب كرد. در عروض سنتی بعضی از اوزان منظم با اركانی تقطیع شده كه نظم آ نها را نشان نمی دهد ولی به گوش كسانی كه با عروض سنتی آشنایی دارند ما نوس است.

گروه های اوزان:

گروه یك:

 1) فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن ( رمل مثمن سالم)

روزگار است این كه گه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر ازین بازیچه ها بسیار دارد

2) فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن‌‌ (رمل مثمن محذوف)

ای مسلمانان فغان از جور چرخ چنبری
وز نفاق تیر و قصد ماه و كید مشتری

3) فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
 
هر كسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

گروه دوم:

1) فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ( رمل مثمن مخبون )

نظر آوردم و بردم كه وجودی به تو ماند
همه اسمند و تو جسمی،همه جسمند و تو روحی

2) فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبئن محذوف )

نه من ِخام طمع، عشق تو می ورزم و بس
كه چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

3) :فعلاتن فعلاتن فعلن

بت خود را بشكن خوار و ذلیل
نامور شو به فتوت چو خلیل

گروه سه

1) مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( رجز مثمن مطوی)

عشق تو بر بود ز من، مایه ی مایی و منی
خود نبود عشق تو را ، چاره ز بی خویشتنی

2) مفتعلن مفتعلن فاعلن ( سریع مسدس مطوی مكشوف )

دانه چو طفلی است در آغوش خاک
روز و شب این طفل به نشو و نماست

3) : مفتعلن فاعلن // مفتعلن فاعلن (منسرح مثمن مطوی مکشوف)

مرغ نهاد آشیان‌ ، بر سر شاخ چنار
چون سپر خیزران، بر سر مرد سوار

گروه چهارم

 1) مستفعل مستفعل مستفعل مستف (هزج مثمن اخرب مكوف محذوب )
تا كی به تمنای وصال تو یگانه
اشكم شود ازهر مژه چون سیل روانه

2) مستفعل مستفعل مستفعل فع ( هزج مثمن اخرب  مكوف مجبوب )

تقدیر كه بر كشتنت آزرم نداشت
بر حسن جوانیت دل نرم نداشت

* این وزن رباعی است

3) مستفعل مفعولن // مستفعلن مفعولن ( هزج مثمن اخرب )

وقتی دل سودایی ،می رفت به بستانها 
بی خویشتنم كردی، بوی گل و ریحانها
 

گروه پنجم
ادامه مبحث را در بخش بعدی توضیح خواهیم داد...

فقط یادمان باشد نیازی به حفظ کردن نام اوزان مثل هزج مسدس اخرب..... نیست کافیست اوزان پرکاربرد را بشناسیم


برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید






نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


            بخش دهم


     وزن عروضی به زبان ساده

 قاعده ی سه - اختیارهای شاعری:

اختیارات وزنی شاعری

اختیارات وزنی: اختیارات وزنی برخلاف اختیارات زبانی که تنها به نوع تلفظ بستگی داشت، باعث تغییرات کوچکی در وزن می گردد 
اختیارهای زبانی تنها تسهیلاتی در تلفظ برای شاعر فراهم می آورد تا به ضرورت وزن از آن بهره بگیرد.بی آن كه موجب تغییری در وزن شود. اما اختیارهای وزنی امكان تغییرات كوچكی در وزن را به شاعر می دهد. تغییراتی كه گوش فارسی زبانان آن را عیب نمی شمارد.

اختیارهای وزنی بر چهار گونه است:

١-  بلند بودن هجای پایان مصراع: آخرین هجای هر مصراعی بلند است اما شاعر می تواند به جای آن هجای كشیده یا كوتاه بیاورد. هجای پایان مصراع را همیشه باعلامت هجای بلند نشان می دهیم.
سرو را مانی و لیكن سرو را رفتار نه / ماه را مانی و لیكن ماه را گفتار نیست
گر دلم از شوق تو دیوانه شد عیبش مكن / بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست


در این جا آخرین هجا در مصراع نخست كوتاه است و در مصراع های دوم و چهارم كشیده است بی آن كه موجب كم ترین اختلالی در وزن شده باشد. پس باید به خاطر بسپاریم كه در پایان مصراع فرقی میان هجای كشیده و كوتاه یا بلند نیست و همه بلند به شمار می آیند. امروزه هیچ یك از شاعران فرقی میان این سه نوع هجا نمی گذارد و همه را بلند به شمار می آورند، اما در عروض سنتی به غلط میان هجای كشیده و بلند در پایان مصراع فرق گذاشته اند

٢- بعضی از اوزان با "فعلاتن" آغاز می شوند. شاعر هجای اول را در آغاز مصراع می تواند بلند به شمار آورد. یعنی به جای "فعلاتن" با بلند تبدیل كردن هجای آغاز مصراع آن را به "فاعلاتن" تبدیل نماید.
یعنی اگر شعری با فعلاتن شروع شود مانند فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و یا فعلاتن مفاعلن فعلن می توان در رکن اول و "تنها در رکن اول" بجای فعلاتن از فاعلاتن استفاده کرد یعنی در رکن اول،بجای هجای کوتاه اول از هجای بلند استفاده کرد اما عکس این قضیه درست نیست.

این اختیار وزنی بسیار رایج است، حتی ممکن است در تمام مصراع  اول شعر نیز صورت بگیرد

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

مشاهده می شود در رکن اول بجای فعلاتن از فاعلاتن استفاده شده


۳- شاعر می تواند به جای دو هجای كوتاه میان مصراع، یك هجای بلند بیاورد. این عمل بیش تر در دو هجای كوتاه ماقبل آخر مصراع صورت می گیرد. یعنی شاعر به جای "فَعَلن" با تبدیل دو هجای كوتاه اول به یک هجای بلند، آن را به "فع لن" تبدیل می نماید.
عکس این مورد صحیح نمی‌باشد . این اختیار که در اصطلاح به آن «تسکین» می‌گویند، جز در آغاز مصراع( مگر به ندرت) در همه جا قابل اعمال است.

معمولا در وزن هایی که به “فَعَلن” ختم می شوند به چشم می خورد. مانند:

هرکه آمد به جهان نقش خرابی دارد   (دا / رد)

در خرابات بگویید که هشیار کجاست  ( ر/ ک/ جاست)

که مصرع اول به “فع لن” و مصرع دوم به “فَعَلن” ختم شده است


٤- قلب : شاعر به ضرورت وزن می تواند یك هجای بلند و یك هجای كوتاه كنار هم را جا به جا كند. این اختیار شاعری به ندرت اتفاق می افتد و آن هم در "مُفتَعِلُن" و "مفاعِلُن" رخ می دهد.
یعنی اینکه گاهی در شعر جای یک هجای کوتاه با هجای بلند کنار آن عوض خواهد شد. البته این اختیار بسیار کم کاربرد است و به وفور قاعده تسکین نیست و همانطور که عرض شد معمولا تنها بین “مفتعلن و مفاعلن” اتفاق می افتد


برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید






نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


                بخش نهم


     وزن عروضی به زبان ساده

 قاعده ی سه - اختیارهای شاعری:

اختیارات زبانی شاعری

٢- تغییر كمیت حرف های صدادار:

ب ـــ کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند 

 در صورتی که دو مصوّت بلند کنار هم باشد،شاعر میتواند مصوّت بلند اوّلی 
را به مصوّت کوتاه تبدیل کند؛ مثلاً اگر واژه های « جادویی» با « عاقلی» در بیتی روبه روی هم واقع شود، شکل تقطیع آنها چنین است: 
جا/ دو /یی 
_ U _ 
عا/ قِـ/ لی 
_ U _ 
پس هجای دو م « جادویی » به هجای کوتاه «دُ» تبدیل می شود؛ چون هجای مقابل آن یک هجای کوتاه است و دو مصوّت « دو » و« یی» نیز کنار هم قرار گرفتند. 
 همچنین كسره ی اضافه و ضمه ی عطف را می توان كشیده تلفظ كرد تا حرف صدادار بلند به شمار آید.

هرگاه پس از كلمات پایان یافته به حرف های صدادار بلند "و" و "ی" صوتی بیاید، شاعر اختیار دارد كه این حرف های صدادار بلند را كوتاه تلفظ كند تا كوتاه به شمار آید. در ضمن میان دو حرف صدادار، حرف بی صدای " ی"  قرار می گیرد كه آن را "ی" وقایه می نامند.

سوی چاره گشتم ز بیچارگی              ندادم بدو سر به یکبارگی        ( فردوسی)

مشاهده می شود که هجای بلند “سو” به صورت “سُ” تلفظ می گردد.

اختیارات وزنی

اختیارات وزنی برخلاف اختیارات زبانی که تنها به نوع تلفظ بستگی داشت، باعث تغییرات کوچکی در وزن می گردد 
که در بخش بعد کامل توضیح داده خواهد شد

ادامه دارد....


برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید





نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


            بخش هشتم


     وزن عروضی به زبان ساده

 قاعده ی سه - اختیارهای شاعری:

اختیارات زبانی شاعری

٢- تغییر كمیت حرف های صدادار:

شاعر در موارد ویژه ای می تواند به ضرورت وزن شعر، حرف صدادار كوتاه را بلند و یا حرف صدادار بلند را كوتاه تلفظ كند.

الف- بلند تلفظ كردن حرف های صدادار كوتاه

حرف صدادار كوتاه" پایان كلمه" را به ضرورت وزن می توان كشیده تلفظ كرد تا حرف صدادار بلند به شمار آید. 

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد 
به/نا/م/خ/دا/ون/د/جا/نُ/خ/رد
ک/زی/بر/ت/رن/دی/شه/بر/نگ/ذ/رد

فعولن/فعولن/فعولن/فعل

همان طوری که گفته شد در برخی موارد شاعر برای رسیدن به وزن درست شعر، میتواند مصوّت کوتاه را بلند تلفّظ کند؛ مانند فردوسی که در بیت آغازین شاهنامه، مصوّتهای کوتاه( –ِ ) و ( -ُ ) را در هجاهای سوم و نهم مصراع اوّل به مصوّت بلند تغییرکمّیّت داد؛ چون هجاهای مقابل آنها هجاهای بلند بودند و این مصوّتها نیز درآخرواژه قرار دارند. 


توجه شود که تنها مصوت کوتاه ” پایان کلمه” بلند تلفظ می شود. یعنی نمی توانیم هجای کوتاهی را در میان  یا ابتدای کلمه بلند تلفظ نماییم.

مثلا : خانه=  ”نه” در پایان کلمه “خانه” می تواند بلند تلفظ شود اما در “سماور” نمی توانیم “سَ” را که در ابتدای کلمه قرار دارد بلند تلفظ کنیم و همینطور “بِ” در “آبرو”

مثال: می کند روز سیه بیگانه یاران را ز هم

خضر در ظلمات می گردد ز اسکندر جدا  “صائب”

وزن بیت: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

در تقطیع “ز” در “روز” یک هجای کوتاه است اما با توجه به وزن شعر می دانیم که در این مکان باید یک هجای بلند داشته باشیم بنابراین متوجه می شویم که در اینجا “زِ” به صورت بلند تلفظ می گردد و به اصطلاح اشباع می گردد

ادامه دارد....

برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید






نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
  

           بخش هفتم


      وزن عروضی به زبان ساده

 قاعده ی سه - اختیارهای شاعری:
وزن شعر فارسی بسیار منظم و دقیق است و نظم و تساوی هجاها در مصراع های شعر فارسی به دقت رعایت می شود و از این نظر تقطیع شعر فارسی بسیار ساده است. البته شاعر در سرودن شعر اختیارهایی دارد كه به ضرورت از آن ها بهره می برد.

تبصره:
برای تعیین وزن یك شعر، تقطیع یك مصراع از آن كافی است اما چون در شعرهای فارسی اغلب از اختیارهای شاعری بهره گرفته می شود، با مقایسه ی دو مصراع یعنی از روی اختلاف هجاها، اختیارهای شاعری را به تر درمی یابیم. لذا در تقطیع، هجاهای مصراع های دوم را به ترتیب زیر هجاهای مصراع اول می نویسیم.

اختیارهای شاعری بر دو گونه است: زبانی و وزنی.


- اختیارهای زبانی شاعر:
در هر زبانی برخی از كلمات دارای دو یا گاه چند تلفظ هستند و گوینده اختیار دارد هر كدام از آن ها را كه می خواهد به كار ببرد. اختیارهای زبانی بر دو  گونه است:
١-  امكان حذف همزه:
در فارسی اگر قبل از همزه ی آغاز هجا حرف بی صدایی بیاید، همزه را می توان حذف كرد. مثلن كلمه ی" آب" كه با همزه شروع شده است، اگر پیش از آن حرف بی صدایی مانند "ر" بیاوریم، همزه را می شود حذف كرد. مثلا " در آب " را بگوییم "دراب"
دَ/راب ـــــ کوتاه/ کشیده
 یا "از این" را بگوییم "ازین"
اَ/زی (حذف ن بعد از مصوت بلند) ـــــ کوتاه / بلند
 یا "در آن " را بگوییم "دران".
دَ/را ــــ کوتاه /بلند

٢- تغییر كمیت حرف های صدادار:

شاعر در موارد ویژه ای می تواند به ضرورت وزن شعر، حرف صدادار كوتاه را بلند و یا حرف صدادار بلند را كوتاه تلفظ كند.

الف- بلند تلفظ كردن حرف های صدادار كوتاه
ب ــ کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند

این مبحث بسیار مهم رو به بخشی مجزا موکول میکنیم

برای یادگیری این مطالب کانال مارا دنبال کنید





نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()


            بخش ششم


     وزن عروضی به زبان ساده

تقسیم بندی ارکان عروضی بر حسب جای آن ها در مصراع:

الف - ارکانی، که در آغاز، میان و پایان مصراع می آیند:

١-  فاعلاتن     __ U __ __
٢-  فاعلن        __ U __
۳-  مفاعیلن  U __ __ __  
٤- فعولن         U __ __  
۵- مستفعلن    __ __ U __  
٦- مفعولن      __ __ __ 
۷- فَعَلاتن      U U __ __  
٨-  فَعَلن       U U __  
٩- مَفاعلن       U __ U __
١٠- مفتعلن     __ U U __

ب - ارکان غیر پایانی که در پایان مصراع قرار نمی گیرند:

١- فاعلاتُ      __ U __ U 
٢- فَعَلاتُ         U __ U U
۳- مَفاعیلُ       U __ __ U  
٤-  مُستفعِلُ  __ __ U U 
۵- مَفعولُ       __ __ U 
٦- مَفاعِلُ        U U __ U

ج - ارکان پایانی که فقط در پایان مصراع می آیند: 

١- فَعَل     U __ 
٢-  فَع     __ 


آرایش ارکان عروضی گوناگون در کنار یکدیگر،  "وزن ها" یا "بحرهای عروضی" را ایجاد می کند (که در دنباله ی این بحث به تفصیل  معرفی خواهند شد). مثلا این مصراع شعر حافظ :
« که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها»
 دارای وزن "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" است که از تکرار رکن  "مفاعیلن" ایجاد شده است. 

مثال های زیر از جمله وزن های پرکاربرد شعر کلاسیک فارسی هستند:

• فـَعـولـُن فـَعـولـُن فـَعـولـُن فَعَل (وزن حماسی شاهنامه ) :
کنون گر به دریا چو ماهی شوی / و یا همچو شب در سیاهی شوی

• مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن :
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

• مـَفاعیلـُن‏ مـَفاعیلـُن ‏فـَعولُن (وزن دوبیتی و فرهاد و شیرین از نظامی):
بگفتا جان‏فروشی از ادب نیست / بگفت از عشق‏بازان این عجب نیست

• فاعـِلاتـُن فاعـِلاتـُن فاعـِلاتـُن فاعـِلـُن :
بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز / بر امید جام لعلت دردی ‏آشامم هنوز


پس برای پیدا کردن وزن یک شعر باید نکته ها ی ۸ گانه زیر را مورد توجه قرار داد:
۱ــ درست خواندن شعر و درست نوشتن آن به خط عروضی
۲ ــ جدا کردن هریک از هجاها با خط عمودی
۳ ــ حذف ن بعد از مصوت بلند در یک هجا
۴ ــ علامت گذاری هریک از هجا ها زیر آن اعم از کوتاه و بلند و کشیده
۵ ــ تقسیم هجاهای هر مصرع به اجزای ۴تا۴تا / ۳تا ۳تا  / ۴ تا ۳ تا بطوریکه در صورت درست بودن ، وزن به صورت تکراری یا متناوب در آید
۶ ــ نوشتن ارکان عروضی معادل اجزا در زیر آنها
۷ ــ اختیارات شاعری
۸ ــ نام اوزان پرکاربرد

نکته :
** مورد ۷و ۸ را در بخشهای بعدی توضیح خواهیم داد

چگونگی تقطیع شعر به ارکان

برای تقطیع شعر به ارکان ابتدا انرا تقطیع هجایی میکنیم سپس هجاها را بصورتی که نظم آنها مشخص باشند با خط عمودی پر رنگتری به اجزای ۴ یا ۳ هجایی تقسیم می نماییم. آنگاه به ارکان مراجعه می کنیم تا ببینیم هریک از این اجزای ۴ یا ۳ هجایی با چه رکنی مطابقت دارد. آنها را انتخاب کرده و زیر اجزا می نویسیم اگر اخر مصرع یک یا دو هجا اضافه بماند رکن پایانی معادل هرکدام یعنی فعل، فع لن ، و فع را زیر انها میگذاریم.
مثال:
خدایا به خواری مران از دَرَم

خ/دا/یا/ به/ خوا/ری/ م/را/ از /دَ/رَم
هجاها:U/ــ/ــ/U/ــ/ــ/U/ ــ/ــ/U/ ــ 
ارکان:Uــ ــ/Uــ ــ/Uــ ــ/U ــ 
فعولن/فعولن/فعولن/فَعَل

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

بِ/تُ/حا/ص/لی/ن/دا/رد/ غ/م/ رو/ز/گا/ر/گف/تن
هجاها:U/U/ــ/U/ــ/U/ــ/ــU/U/ــ/U/ــ/U/ــ/ ــ
ارکان:UUــU/ــUــ ــ/UUــU/ــUــ ــ
فعلاتُ/فاعلاتن/فعلاتُ/فاعلاتن

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

ما/ه/فُ/رو/ما/نَ/دَز/ج/ما/ل/م/حم/مد
هجاها: ــ/U/U/ــ/ــ/U/ــ/U/ــ/U/U/ــ/ــ
ارکان: ــUUــ/ــUــU/ــUUــ/ــ
مفتعلن/فاعلاتُ/مفتعلن/فع

با دیدن مثال بالا متوجه میشویم که حتما نباید هر چهار رکن مشابه هم باشند گاهی دو به دو و گاهی فقط دوتا از چهار رکن مشابه هم هستند
ودر کل میگوییم حداقل باید دو رکن مشابه برای صحت وزن نیاز است....






نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
              بخش پنجم

     وزن عروضی در شعر فارسی

قاعده ی دوم - تقطیع:

تقطیع یعنی تجزیه ی شعر به هجاها و ارکان عروضی.

منظور از تقطیع هجایی و تقطیع ارکانی مشخص کردن هجاهای شعر اعم از کوتاه، بلند و کشیده، سپس جدا کردن هجاها و نوشتن شعر به خط عروضی و سرانجام مشخص کردن مرز دسته هجاهای تکرار شونده با  / است.

دقت کنید که به تعداد حرف های صدادار هجا وجود دارد. هجای کشیده را نیز به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تقسیم می کنیم
و پس از نوشتن علامت هجا ها در زیر مصرع می بینیم که علامتها دارای نظم خاصی هستند و تکرار شده اند

به این شعر دقت کنید
به دنبال محمل چنان زار گریم
به/ دن/با/ل/ مح/مل/ چ/نا/ زا/ر/ گر/یم
علامت هجاU ــ ــ U ــ ــ U ــ ــ U ــ ــ 
دقت کنید ن بعد از صدای بلند آ در"چنان" خوانده نمیشود
بادقت در این علامات متوجه میشیم که نظم خاصی در میان است اگر هجا ها را سه تا سه تا جدا کنیم به این نظم خواهیم رسید
ببینید U ــ ــ/ U ــ ــ/ U ــ ــ / U ــ ــ

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گو/یی /که/ نی/شی/ دو/رَ/ زو /در/ اس/ت/خوا/نم /می‌/ر/ود

میشود ــ ــ U ــ ــ ــ U ــ ــ ــ U ــ ــ ــ U ــ
دقت کنید که "دور از او" همونطور که شنیده میشودتقطیع میشود= دورَزو

هجاهای مصراع شعر بالا را اگر سه تا سه تا از هم جدا کنید، خواهید دید که هیچ نظمی نخواهد داشت، ولی اگر چهار تا چهار تا جدا کنید می بینید که دارای نظم می شود، که از تکرار ــ ــ U ــ  تشکیل شده است
ببینید ــ ــ U ــ /ــ ــ U ــ/ ــ ــ U ــ /ــ ــ U ــ 
وقتی هجای شعری را به اجزای چهار تا چهار تا یا سه تا سه تا و یا غیره جدا کردیم به شکلی که نشان دهنده ی نظمی در آن ها باشد. ساده تر آن است که به جای آن که بگوییم وزن فلان شعر از دو هجای بلند و یک هجای کوتاه در چهار بار تکرار تشکیل شده است، نام ارکانی ان را بگوییم.
به عنوان مثال در شعر بالا که تقطیع کردیم و از چهار بار تکرار ــ ــ U ــ تشکیل گردید، به جای آن که بگوییم این شعر دارای دو هجای بلند در آغاز و یک هجای کوتاه و در پایان یک هجای بلند دیگر  است که چهار بار تکرار می شود، بگوییم از رکن "مستفعلن" است.

چون در صرف زبان عرب همه ی كلمات را با فعل می سنجد در عروض عربی و فارسی،هم وزن هجاهای جدا شده ی هر مصراع را(كه نمایانگرنظم وزن هستند) از فعل ساخته اند فی المثل فعولن U ــ ــ برای شعر اول و مستفعلن ــ ــ U ــ برای شعر دوم
 ارکان عروضی رکنهایی مشخص شده هستند که مهمترین آنها 19 تا هستند که در بخش بعدی به آن اشاره خواهیم کرد...

  




نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


پنجشنبه 19 فروردین 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
            بخش چهارم


    وزن عروضی به زبان ساده

قواعد وزن:

وزن شعر عبارت است از نظمی در اصوات گفتار، مثل وزن شعر فارسی كه بر پایه ی تعداد هجاها و نظم میان هجاهای كوتاه و بلند قرار دارد.

عروض:
علمی است كه قواعد تعیین وزن های شعر (تقطیع) و طبقه بندی وزن ها را از جنبه ی نظری و عملی به دست می دهد. 

واحد وزن:
واحد وزن در شعر فارسی و بسیاری از زبان های دیگر، مصراع است. از این رو وزن هر مصراع از یك شعر، نمودار وزن مصراع های دیگر است. هنگامی که شاعر مصراع نخست شعر را سرود به ناچار باید دیگر مصراع ها را هم در همان وزن بسراید.

قواعد تعیین وزن:
برای تعیین وزن یک شعر سه قاعده ی زیر را به دقت باید به کار برد:

قاعده ی یک :
 درست خواندن و درست نوشتن شعر (خط عروضی)
برای یافتن وزن یک شعر، نخست باید آن را درست و روان و فصیح خواند. در خواندن نباید خط فارسی ما را دچار اشتباه کند. به عنوان مثال در شعر:
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی / صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
وقتی این شعر را درست می خوانیم  "طاعت آن" به صورت "طاعتان" و "پیش آر" به صورت "پیشار" تلفظ می شود. پس از این که شعر را درست و فصیح خواندیم، باید عین تلفظ را در نظر بگیریم. به عبارت دیگر در تعیین وزن شعر باید خط را تا حد امکان به صورت شنیداری شعر نزدیک کرد. این خط را "خط عروضی" می نامند.
در نوشتن شعر به خط عروضی رعایت چند نکته لازم است:
١- اگر در فصیح خوانی شعر کلمه ای که بعد از آن هریک از حروف صدادار بلند بیاید و در شنیدن به ان متصل گردد باید کلمه ترکیب شده جدید را در نظر گرفت
طاعت آن=طاعتان/گیرد این=گیردین/بنی ادم اعضای=ادمعضای

٢- در خط عروضی باید همانطور کهتلفظ میکنیم هجا را به بلند و کوتاه و کشیده تفکیک کنیم
روشن است کلماتی مانند "تو" ، "دو"  و "و" ربط (عطف) و به صورتی که تلفظ می شوند باید حساب شوند. یعنی به صورت "تُ " ، "دُ " و  " –ُ- ". معمولا واو عطف در شعر به صورت ضمه تلفظ می شود، مانند" من و او "  که به صورت " منُ او " تلفظ می شود.

۳- حروفی که در خط فارسی هست اما تلفظ نمی شود، در خط عروضی حذف می شود. مثلا کلمات "خویش"،  "خواهر" ، "نامه" ، و "چه" به صورت "خیش"، "خاهر"، "نام  ِِ" و "چِ ِ " در خط عروضی نوشته می شوند.
هرچ ِِ بر نفس خیش نَپسَندی / نیز بَر نَفس دیگَری نَپَسَند 

قاعده ی دو - تقطیع:
تقطیع یعنی تجزیه ی شعر به هجاها و ارکان عروضی.

منظور از تقطیع هجایی و تقطیع ارکانی مشخص کردن هجاهای شعر اعم از کوتاه، بلند و کشیده، سپس جدا کردن هجاها و نوشتن شعر به خط عروضی و سرانجام مشخص کردن مرز دسته هجاهای تکرار شونده با  / است

که بحثی مفصل دارد و به بخش بعد موکول میشود....
 




نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


پنجشنبه 19 فروردین 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
            بخش سوم


    وزن عروضی به زبان ساده

پیش از آغاز آشنایی با علم عروض، نخست باید با چند اصطلاح آشنا شویم :

هجا

هجا همان بخش کردن کلمات در کلاس اول ابتدایی ست که با هر ضربهء هوای ریه به بیرون رانده میشود
مثل دانا که میشود : دا /نا...... یا کلمهء برادر که میشود : ب/را/در

به هر کدام از این بخش ها یک «هجا» می گوییم که سه حالت دارد:
1- یک حرفی(حروف صامت+مصوت کوتاه): که به آن هجای کوتاه می گویند مثلا: تَ تِ تُ
که با علامت U  نشان داده میشوند

2- دو حرفی : که به آن هجای بلند می گویند
 صامت+مصوت کوتاه+صامت : در ، بز ، گل ، شد......
 صامت + مصوت بلند : پا ، سی ، کو ،...
که با علامت _ نشان داده میشوند

3- سه حرفی و بیشتر: که به آن هجای کشیده می گویند 
صامت+مصوت کوتاه+ "دو" صامت یا بیشتر : برد ، لعل ، گشت ، است .....
صامت + مصوت بلند+یک یا چند صامت : کار ، آه ، ایست ، باخت....
که با علامت_ U نشان داده میشود

نكات بسیار مهم:
١- گفتیم كه امتداد هر حرف صدادار بلند دو برابر حرف صدادار كوتاه استیعنی هرهجای بلند برابر با دوهجای کوتاه است. از این رو در وزن شعر فارسی هر حرف صدادار بلند دو حرفی به شمار می آید. مثلن كلمه ی (سی) سه حرفی است. هر یك از حرف های دیگر؛ چه صدادار كوتاه و چه بی صدا، یك حرف به شمار می آیند.

٢- در وزن شعر، حرف "ن" پس از یک حرف صدادار بلند در یك هجا (یعنی نون ساكن)، به شمار نمی آید. مانند: برین = بری، خون = خو، باران =بارا
ولی اگر حرف "ن" به هجای بعد منتقل گردد، آن گاه در این هجای جدید، پس از حرف صدادار بلند قرار نمی گیرد و از این رو به شمار می آید. مثلن اگر  "دوان آمد" را به صورت "دوانامد" تلفظ كنیم چون در وزن صورت شنیداری کلمه مهم است نه نوشتاری. پس حرف "ن" به صورت "نا" در هجای جدید قرار بگیرد، پس دیگر پس از حرف صدادار بلند نیست، لذا به شمار آمده و تلفظ می شود.
۳-  " آ " در خط برابر است با همزه ی صدادار و حرف صدادار بلند " ا "، از این رو  سه حرف به شمار می آید و علامتش _ خواهد بود. مثل: "آباد" كه نخستین هجایش سه حرفی است و هجای دومش چهار حرفی و کشیده است
آباد =آ/باد....... _ _ U






نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


پنجشنبه 19 فروردین 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
            ✨بخش دوم✨


    وزن عروضی به زبان ساده

پیش از آغاز آشنایی با علم عروض، نخست باید با چند اصطلاح آشنا شویم:

حرف:
شاعر با واژه به سرودن شعر می پردازد و واژه خود از واحدهای كوچك تری به نام حرف تشكیل شده است، بنابراین برای شناختن وزن شعر به ناچار از حرف آغاز می كنیم. باید توجه داشت كه در وزن شعر، صورت شنیداری حروف مد نظر است نه شكل نوشته شده ی آن ها.
 مثلا واژه ی "خواهر"  به صورت "خاهر" تلفظ می شود و پنج حرف دارد : ( خ ا ه ----َ ر ) و واژه ی "نامه" به صورت "نام ِِ " تلفظ می شود و چهار حرف دارد( ن ا م ----ِ ).
حرف بر دو گونه است : صدادار و بی صدا

مصوت ها :حرف های صدادار (حرکات):

زبان فارسی دارای سه حرف صدادار كوتاه و سه حرف صدادار بلند است.

حرف های صدادار كوتاه یا "حركات" عبارتند از : --َ--، ---ِ--، ---ُ-- 

هر یك از حركات، که در خط فارسی به صورت اِعراب، در بالا یا زیر حرف قرار می گیرند و بعد از آن حرف تلفظ می شوند. یك حرف به شمار می آید. 

حرف های صدادار بلند عبارتند از : "او"، "آ"، "ای" مثلا در آخر واژه های "كو"، "پا"، "سی".

نكته مهم:

١- هر حرف صدادار بلند تقریبن دو برابر حرف صدادار كوتاه است، از این رو حرف صدادار بلند در وزن شعر فارسی دو حرف به شمار می آید.


صامت ها :حرف های بی صدا
زبان فارسی دارای ٢۳حرف بی صدا است :
ء(=ع) ، ب ، پ ، ت (=ط) ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز (=ذ ، ظ ، ض )، ژ، غ، س ( =ث ، ص ) ، ش ، غ (=ق ) ، ف ، ك ، گ ، ل ، م ، ن ، و (در آغاز كلمه ی وجد) ، ه (= ح ) ، ی( در آغاز كلمه ی یاد ).

مریم نوری





نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


چهارشنبه 18 فروردین 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
            بخش اول


وزن عروضی به زبان ساده

شعر را سخنی موزون و با قافیه خوانده اند و منطقیان نیز اگر چه معتقدند كه شعر سخنی خیال انگیز است، اما وجود وزن یا وزن و قافیه را برای شعر ضروری دانسته اند. حتی خواجه نصیرالدین طوسی وزن را به دلیل خیال انگیز بودن، از فصل های ذاتی شعر دانسته است. اصولا شعر همیشه نزد مردم موزون بوده است.

وزن به شعر زیبایی سحرآمیزی می بخشد و آن را شورانگیز می سازد. اگر وزن شعری را برهم بزنیم خواهیم دید كه تا چه میزان از زیبایی و تاثیر آن در خواننده كاسته می شود. به عنوان مثال اگر شعر:
دانه چو طفلی است در آغوش خاك / روز و شب این طفل به نشو نماست
به صورت بی وزن درآید، در می یابیم كه چقدر زیبایی و شورانگیزی اش را از دست داده است.
دانه چو طفلی در آغوش خاك است، روز و شب این طفل به نشو نما است
پس وجود وزن در شعر از فصل های ذاتی آن است. از این رو كسانی كه با شعر و شاعری سر و كار دارند، به ویژه با شعر فارسی، باید شناختی  از وزن و قواعد ان داشته باشند، زیرا وزن های شعر فارسی از نظر خوش آهنگی و زیبایی و كثرت و تنوع و نظم در جهان بی نظیر است
وزن در شعر عبارت است: از نظمی  در اصوات گفتار،مثل وزن شعر فارسی كه بر مبنای كمیت هجاها یعنی نظم میان هجاهای كوتاه و بلند است.

عروض علمی است كه قواعد تعیین اوزان شعر (تقطیع) و طبقه بندبی اوزان را، از نظر جنبه ی نظری و علمی به دست می دهد.(وزن شعر فارسی نوشته ی دكتر پرویز خانلری 1337ص 13)

واحد وزن:واحد وزن در شعر فارسی و بسیاری از زبان های دیگر مصراع است لذا وزن هر مصراع شعر در این زبان ها  نمودار وزن مصرا ع های دیگر است، و وقتی شاعر مصراع اول را سرود به ناچار بقیه مصراع ها را در همان وزن باید بسراید.

واحد وزن در شعر عرب بیت است.
این مطلب مقدمه ای بود برای درک اهمیت وزن در شعر فارسی

در بخشهای بعد به اصول و فنون وزن عروضی خواهیم پرداخت....

مریم نوری



 





نوع مطلب : آموزش وزن و عروض، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری،


چهارشنبه 18 فروردین 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()