تبلیغات
نبض قلم - درد
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم نوری دره چی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبض قلم






درد می زند به در... وَ می کشد مرا به دار
درد میکشم ولی، چه بیصدا؛ چه بیشمار

طرد می شوم سحر، زخواب ِ بستری عمیق
چنگ می زنم به خود ، به  قرصهای جعبه دار

درد ؛ زوزه می کشد ، شقیقه؛ تیر می کشد
ای خدا سَرم....سَرم...رسیده حد ِانفجار
در سرم جهنمی ست، داد می زنم : « سکوت....»
شیهه می کشد مدام، اسبهای بی سوار

مست کرده دفترم ، زقرصهای بی دلیل
ساز می زند قلم... وَ رقص می کند سه تار!!

وزن های فاعلات ُ می رسد به فاعلن
شعرهای پر زدرد ، بیتهای انزجار...

مریم نوری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
جمعه 27 اسفند 1395 11:00 ق.ظ
وقت آن آمد که باز
باورم پرپر شود.
غنچه های باغ عشقم زرد شد.
سرخی خورشید را هرگز ندید.
کم کَمَک،
آهسته آهسته،
شد آخر غم نصیب لحظه های سرنوشت.
باورم شد نم نمک،
دور باید شد ز باورهای دور.
لحظهٔ تلخ جدایی میرسد.
سرنوشتم تلخ یا شیرین،دلم را باک نیست،
حسرتی زیبا
چو مهتابی غریب
می نشاند نور شورانگیز خود
بر دمادم های تلخ هر دمم.
میرسد نوروز من.
عید تلخ رفتنم.
روز و شب هاتان همه نوروز و عید.


عیدتان مبارک بزرگوار
مریم نوری دره چی
سپاسگزارم
سال نو شما هم مبارک


جشن و سال نو و نوروز... همه یک طرف و...

هفت سین ِ سر ِ خاک تو مرا آتش زد...



مریم نوری
سه شنبه 17 اسفند 1395 10:59 ب.ظ
این بیت آخر چقدر جالبه.بیت سوم حرف ر از آخر کلمه انفجار تایپ نشده.
مریم نوری دره چیسلام
و
سپاس بابت دقت نظرتون
یکشنبه 8 اسفند 1395 12:35 ق.ظ
سلام.واقعا زیباست این شعرتون.بجز بیت ماقبل آخر همه ابیات زیبا و خوب هستن.امیدوارم روز بروز اشعار زیباتری بگین.
..
مریم نوری دره چی
سلام
سپاسگزارم از اینکه نظر دادید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر