تبلیغات
نبض قلم - روز مرگم...
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم نوری دره چی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبض قلم






من امشب  می روم  با روح خسته 
چـه   ساده  آرزوهایم   فنا  شد

بگوئید اوکه دروحشت به  سربرد
به  دنیایی  هراسان تر رها شد

اگر از بودنش  دلگــیر بودید
کنون  مهمـان  اندوه ِ خـدا  شد


تمام زندگی «تنهایی» ام  بود
و مرگم در سکوت و بیصدا  شد

پس از رفتن  مرا هم  «قاب» کردند
نمــاز وحشـتم  اما  قضـا  شد

برای  مرگ ِ من  هم  نذر  کردند!
بگو  قلب  شما حاجت روا  شد

مریم نوری




نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


جمعه 21 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
یکشنبه 30 خرداد 1395 10:43 ب.ظ
قضاوت با خودتون.
خستگی روح بواسطهٔ برآورده نشدن آرزو.
تصوف با برآورده شدن آرزو که همخونی نداره که آخه که دوست بزرگ اندیشه.
صوفی را آرزو خطاست .
نمیگم شما صوفی باشید.نمیگم هستید.من، در مکتب عشاق نیست.
وقتی من نیست ،آرزویی هم نیست.
در مورد بیت دوم ، طبیعیه که روحی که از من رها نیست تو وادی و واحهٔ دهشت سرگردونی رو تجربه و زندگی کن ه.
بیت سوم که بدنبال ترحم و دلسوزی هستش کاش نبود.
زندگی با تنهایی ، ازآن همان من های خلاص نشده از من هستن ، متاسفانه.

درحالیکه وقتی من دیده نشد،وحدت وجود شکل میگیره که خیلی دور از تنهاییه.
بیت آخر خوب و شاعرانه است.
حرکتتون رو دوست دارم.
خوبه.
شعر گفتن کار هر روحی نیست.اما سرگردونی روح ملموس و رقت انگیزه.
پویا و باقرار باشید.
مریم نوری دره چی
سلام و درود برشما بزرگوار
از اینکه اینطور با دقت خوندید و ریزبینانه نظر دادید سپاسگزارم
احوال نامساعدم مجالی نمیده تا وبلاگ رو به روز کنم
اما امیدوارم به زودی اینکار رو انجام بدم و اشعار نویی رو تقدیم نگاه پرمهرتون کنم
اشعاری که پراست از "حسرت دل" و ناگفته های روح سرگردانی که واژه هارو به خدمت گرفته تا درد دلی کنه با گوشهای اهل دل
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر