تبلیغات
نبض قلم - یادش بخیر
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم نوری دره چی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نبض قلم







شبی به شهر پر از خاطرات پر بزنیم 
به کوچه های قدیمی دوباره سر بزنیم 

کجاست حلقه ء زنجیر بچگی و بگو
به پشت کوه عموجان چگونه سر بزنیم؟

به یاد گریه و آن خنده ها و بی خبری
به چای تلخ جوانی کمی شکر بزنیم


شدیم خُرد چرا  زیر هفت سنگِ زمان
الک دولک شده یا ضربه ای دگر بزنیم

و مثل «جرجرِ» بارانِ پاک اول مهر
به پشت خانه « هاجر» رویم و در بزنیم

چقدر واژه ء «یادش بخیر» روی زبان
به روزگار تهی , مُهر « شد هدر» بزنیم


مریم نوری





نوع مطلب : اشعار مریم نوری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کانال اشعار مریم نوری در تلگرام،


سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مریم نوری دره چی
نظرات ()
سه شنبه 11 خرداد 1395 06:52 ب.ظ
شعرتون زیباست.
منو جون پناه خودت کن برو، بذار پای این آرزو واستم
به هرکی بهم گفت ازت رد شده،قسم میخورم من خودم خواستم.
منو جون پناه خودت کن برومن از زخمهایی که خوردم پرم
تو باید ازین پله بالا بری،تو بالا نری من زمین میخورم
درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیم
ببین بعد یک عمر پرپر زدن،...
برای تو مردن شده آرزوم،یه حقی که من دارم از زندگیم...
نگا کن تو این برزخ لعنتی،چه مرگی طلبکارم از زندگیم
به هرجا رسیدم به عشق تو بود،کنار تو هرچی بگی داشتم
ببین پای تاوان عشقم به تو،عجب ((حسرتی))تو دلم کاشتم
اگه فکر احساسمونی برو،اگه عاشق هر دو مونی برو
تو این نقطه از زندگی مرگ هم،نمیتونه از من بگیره تو رو...
مریم نوری دره چی
سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر